انگار برای حسینی شدن ما ، راهی جز بی حسین شدن زینب نبود.ماه محرم ماه پیروزی خون بر شمشیر تسلیت باد
      
کد خبر: ۲۱۳۴۸
تاریخ انتشار: ۲۹ آبان ۱۳۹۵ - ۱۱:۲۹
سهام خزلی


 مادر بزرگم میگفت : قدیم تر روی پشت بام های کاهگلی ، لک لک های خوش قدم لانه میکردند ؛ و چه خوش شانس بود آنکه لک لکی بر روی بام خانه اش ، لانه ای بنا کند . 

میگفت : پاییز آن سالها تختی بود و قالیچه ی خرسکی و حوض کاشی و ماهی های قرمز ....
 گلدانهای شمعدانی زیبا ، ساکت  اما خوش آواز  دور تا دور حوض آب ساکت و خوش رنگ کوچ پرستو ها را به تماشا می نشستند . کنار این تخت چوبی  پر از خاطره همیشه یک سماور ورشو قدیمیه پر جنب و جوش قل قل میکرد .استکانهای کمر باریک شاه عباسی در کنار قندان نقره ی مادرم چه طعم دلچسبی می داد به آن چای خوش رنگ و لب سوز و لب دوز ...

بی بی جانم می گفت : سوز سردی می آمد اما تماشای حوض کاشی و گلدانهای خوش آواز شمعدانی و فوج فوج پرستوی مهاجر کجا و کز کردن گوشه ی اتاق کاهگلی کجا....

قدیم تر ها این پاییز دل انگیز رنگ رنگ می چسبید به جانمان . روزهای کوتاه .... خورشید بی رمق.... گربه ی چاق تن پرور کز کرده کنار سماور گرم و شمعدانی های خوش آواز ، یک سمفونی روح بخش چشم نواز دل انگیز بود برای خودش....

کودکان سرخوش از کودکی از در و دیوار کوچه بالا می رفتند و چه آشی میپخت کوکب خدابیامرز....

 فکر که میکنم میبینم چه صفایی می کرده بی بی گیس گلابتونم... من حتی با شنیدن وصف آن روزها ذوق مرگ می شوم.... بیشتر که فکر میکنم
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
Chaptcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد