هرکه بر نردبان همت ها بالا رود،ملت ها او را بزرگ دارند  امام علی (ع)      
کد خبر: ۳۴۵۹۲
تاریخ انتشار: ۰۳ دی ۱۳۹۶ - ۱۳:۰۹
به قلم علی کرد- مدرس دانشگاه

به گزارش بدرپرس:کشت و کار واژه ای ملموس است اما در چند سال اخیر واژه کسب و کار نیز پرکاربرد شده ویکی از واژه هایی است که در جامعه موردتوجه قرار گرفته و میگیرد.از کسب و کار تعاریف زیادی وجود دارد. به زبان ساده کسب و کار عبارت است از حالتی از مشغولیت و شامل فعالیتهایی است که تولید و خرید کالاها و خدمات باهدف فروش آنها را به منظور کسب سود، در بر میگیرد. بنابراین کسب و کار با خرید و فروش و تولید و عرضه و سود سر وکار دارد.

 پس کسی که میخواهد کسب و کاری را ایجاد کند باید از اصول و مبانی آن آگاهی داشته و این مقولات را بخوبی بشناسد و آموزش و مهارت لازم را کسب کند. به عبارتی دانستن فن تولید به تنهایی کافی نیست بلکه باید از خرید و هزینه کرد و توزیع و فروش نیز مطلع باشد. 

طبق این تعاریف، فعالیت در هربخشی از کشاورزی، شامل زراعت یا یاغبانی و شیلات و مرغداری و دامداری و... یک نوع کسب و کار تلقی میشود و کشاورز باید از حرفه خود به دید یک کسب و کار نگاه کند و آگاهی از کشت و کار و کسب و کار دو روی یک سکه و لازم و ملزوم هم هستند.وقتی سخن از کشت و کار به میان می آید واژه کشاورز در ذهن نقش می بندد کسی که به امر کشت و کار مبادرت می ورزد و کشت و کار میکند کشاورز است.

هرکسب و کاری اعم از کشاورزی و غیر کشاورزی برای کسب سود است،گرچه اهداف دیگری هم ممکن است درنظر باشد. ارایه خدمات  وتولید یک محصول صنعتی یا کشاورزی برای توزیع و فروش و کسب درآمد است. بنابراین کشاورزان برای افزایش درآمد و بهبود زندگی علاوه بر نیاز به آگاهی و دانش لازم در زمینه کشاورزی و کشت و کار نیازمند فنون و مهارتها و دانش کسب و کار هستند. کشت و کار و بطور کلی کشاورزی خود نوعی کسب و کار است که شناخت همه ابعاد آن و توجه به محیط کاری میتواند باعث رونق این کسب و کار شود. 

هدف از برگزیدن عنوان فوق برای این نوشتار تاکید براین نکته است که کشاورزان ضمن اینکه اطلاعاتشان را درخصوص افزایش عملکرد و بهره وری در تولید افزایش میدهند درمورد محیط خود و بازار و بازاریابی و اقتصاد و تجارت و فرصتها و تهدیدات و عرضه و تقاضا و مقولاتی از این قبیل نیز اطلاعات خود را افزایش دهند تا کشاورزی به عنوان یک کسب و کار پررونق و برای کشاورزان پر منفعت و دارای حاشیه سود بالایی باشد.

 امروزه که وظیفه دولت به استناد اسناد بالادستی کاهش تصدی گری و کوچک سازی دولت و توسعه بخشهای خصوصی و تعاونی و تقویت تشکلهاست .خط مشی وسیاست وزارت جهاد کشاورزی کاهش خریدهای تضمینی و در بورس گذاشتن محصولات کشاورزی است که این امر،ضرورت دانش کسب و کار و کارآفرینی رادوچندان میکند.ازجمله عوامل رکود و تعطیلی طرحهای کشاورزی ناتوانی در بازاریابی و عدم آگاهی از شیوه های تعامل با بازار و پیچیدگیها و نوسانات آن است.

 اگرکشاورزان ازتکنیکها و فنون و ابزار جدید کشاورزی استفاده کنند و درشیوه های نوین را در ایجاد محصول و تولید بکار گیرند اما نگاهشان فقط به سمت دولت باشد ویا برای بازاریابی و تبلیغات و فروش محصولات خود از شیوه های سنتی استفاده نمایند و بدون توجه به وضعیت بازار و اقتصاد و متقاضی ، فقط مشغول تولید بیشتر باشند با شکست مواجه خواهند شد حتی اگر تولید کننده برتر باشند. همین وضعیت برای سایر شغلها و کسب و کار ها اعم از خدماتی، صنعتی، هنری و.... حاکم است.

اما در بخش کشاورزی به دلایلی که فرصت ذکر آنها نیست ملموس تر است. هرساله دولت هزینه های هنگفتی را بابت خریدهای تضمینی محصولات کشاورزی متحمل میشود و آنچه که مایه تاسف عمیق است این است که در بعضی موارد هم دولت و هم کشاورز زیان میبیند. دولت با وجود تنگناهای پولی و مالی اقدام به خرید محصولاتی میکند که بازار آن اشباه است لذا باقیمتی بسیار ناچیز آن محصول را به فروش میرساند و یا ممکن است آن را دور بریزد و معدوم کند و از طرفی قیمتی که روی محصول میگذارد و از کشاورز خریداری میکند سود چندانی برای کشاورز ندارد. 

اگر دولت بخشی از این هزینه ها را صرف آموزش و توانمند سازی و مهارتهای کسب و کار و بازاریابی کند بستر مناسبی برای عدم خریدهای تضمینی و روی آوردن به سمت خریدهای توافقی وتقویت تعاونیها و اتحادیه ها و در بورس گذاشتن محصولات کشاورزی فراهم مینماید. در این صورت مدیران بخش کشاورزی فرصت بیشتری برای سیاستگذاریهای درست و راهبردی برای توسعه ی بخش دارند و درگیر کارهای غیر ضروری و تصدی گری نمیشوند. 

حدود 30 درصد محصولات کشاورزی بصورت ضایعات در حین برداشت و بعد از برداشت از بین میرود که این رقم حیرت انگیز است و باتوجه به کمبود و بحران آب در کشور، میزان زیادی آب برای تولید این محصولاتی که هدر میرود صرف میشود که این زیان مضاعف باید از طریق آموزشهای کارآفرینی حل شود. 

بخشی از محصول کشاورزی که از دید ما پسماندهای کشاورزی هستند میتوانند از طریق صنایع تبدیلی کشاورزی تبدیل به محصول جدیدی شوند و ارزش افزوده در کشاورزی ایجاد کنند که متاسفانه در این خصوص در حد انتظار،نیز موفق نبودیم. 

قبل از اینکه تکنولوژی این صنایع تبدیلی را بسازیم یا وارد کنیم باید ذهن کشاورزان و بخصوص جوانان را فعال و معطوف به این ظرفیتها کنیم و این ظرفیتها را بشناسیم و بشناسانیم. 

اگر سازمانهای دیگر، مانند سازمان فنی و حرفه ای و سازمانهای دانش بنیان و دانشگاههاوبنیاد نخبگان و...دراین عرصه فعالیت کنند،نه تنها کسب و کارهای فعلی پایدار خواهند ماند، بلکه کسب و کارهای دیگری ایجاد خواهد شد و محصولات کشاورزی بدلیل دارا بودن ارزش افزود باقیمت گران تر بفروش خواهند رسید و با فرآوریهای جدید و ایجاد بازارهای جدید شغل جدید ایجادو بخش اقتصادی کشور رونق می یابد.

علی کرد- مدرس دانشگاه

نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
Chaptcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد