دو چيز را خداوند در اين جهان كيفر ميدهد : تعدي ، و ناسپاسي پدر و مادر . حضرت محمد (ص)      کسی در قیامت در امان نیست مگر کسی که در دنیا ترس از خدا در دل داشت.امام حسین(ع)      عیدباستانی نوروز 99بر همگان مبارک باد      سال 1399 سال جهش تولید در کشور      
کد خبر: ۵۱۱
تاریخ انتشار: ۰۶ شهريور ۱۳۹۳ - ۰۰:۵۲
   وحید حاجی پور / صراحت لهجه در بیان انتقادها،دیدگاه ها و راهکارها یکی از مهم  ترین ویزگی های دکتر محمد جواد عاصمی پور است. عضو هیات علمی دانشگاه صنعت نفت با سابقه سی ساله تدریس در دانشگاه های کشور بین سال های ۶۴ تا اوایل سال ۶۸ مدیر مناطق نفت خیز جنوب بود. وی دارای فوق لیسانس مدیریت بازرگانى و دکتراى اقتصاد از دانشگاه های ایران و امریکا است. تئوری پرداز و طراح اصلی بورس انرژی در گفت و گو با ما به نکات قابل تاملی در مناطق نفت خیز اشاره می کند که نشان دهنده احاطه کامل وی بر تاریخ ،چالش ها و چشم اندازهای شرکت ملی مناطق نفت خیز جنوب است.

عاصمی پور متولد شهر خرمشهر از جمله مدیرانی است که به خوبی جنوب را درک کرده است و با نگاهی مدقانه و مدیریتی به تشریح مناطق نفت خیز جنوب می پردازد. سازمان غله،وزارت صنایع،وزارت معادن،ستاد کل نیروهای مسلح،شرکت ملی حفاری ایران،قائم مقام شرکت ملی نفت و شرکت نیکو از جمله سازمان هایی بوده که عاصمی پور در آن ها خدمت کرده است و کسانی که به امور صنایع آشنا هستند به خوبی می دانند نقش وی در ساخت قطعات حفاری کم نظیر است. وی زمان وزارت مهندس آقازاده به مدیریت مناطق برگزیده شد و در وزارت همان وزیر،از سمت خود استعفا کرد.

وی به درخواست بیژن نامدار زنگنه بورس انرژی راپایه ریزی کرد و پس از بازنشستگی در دانشگاه ژنو به تدریس مشغول شد و مشاور یکی از بانک های سوئیس بود.
      ***

*دکتر محمد جواد عاصمی پور و مناطق نفت خیز جنوب؛از کجا شروع کنیم؟
در ابتدا لازم می دانم جایگاه مناطق نفت خیز را از دیدگاه های مختلف مورد ببرسی قرار دهم. من علاقه ای ندارم مناطق نفت خیز را با پسوند"جنوب" همساز کنم چرا که مناطق نفت خیز جنوب در مقایسه با مناطق نفت خیز مقیاسی خردتر دارد در حالی که همه مناطق نفت خیز یکپارچه بوده و تمامی تولید نفت و گاز در خشکی را به عهده داشت که مرکزیت آن در استان خوزستان است.

چه پیش از پیروزی انقلاب اسلامی و چه پس از آن، تولید نفت و گاز در خشکی بود و شمال و جنوب نداشت، از سرخس گرفته تا سرخون تحت نظر مناطق نفت خیز بود. اولین شاخصه مناطق نفت خیز،موقعیت جغرافیایی آن است که محورش خوزستان به شمار می رود؛ استانی که از نظر اقتصادی،سیاسی،جمعیتی و ژئوپلتیک یک فرا استان است.صنایع عظیم نفت،گاز و پتروشیمی،تنها رودخانه های قابل کشتیرانی،آب فراوان،صنایع فولاد و سیمان،قطب عظیم کشاورزی و صنایع وابسته مانند نیشکر،کود شیمیایی،صنایع کاغذ،مجموعه خوراک دام و طیور،صنایع غذایی،جاده های مواصلاتی،را آهن و ... از مزیت های اقتصادی این استان است.

ترکیب جمعیتی این استان با توجه به تعدد قومیت ها وامتزاج فرهنگی در کشور بی نظیر است که اهمیت خاصی به مناطق داده است. از لحاظ آب فراوان،صنایع متنوع،سه بندر بزرگ خرمشهر،آبادان و بندر امام (ره) ،به ویژه خرمشهر که یک تکنو کراسی تجاری ۲ هزار و ۵۰۰ ساله دارد؛ پالایشگاه آبادان به عنوان نخستین پالایشگاه خاورمیانه و سدهایی که در منطقه احداث شد. آب و هوای خاص خوزستان هم که به لحاظ توریستی جاذبه های فراوانی دارد.

جاده های مواصلاتی خوزستان، موقعیت استراتژیک این استان که به مرزهای کشورهای همسایه نزدیک است خوزستان را در جایگاه مطلوبی قرار داده هم هویداست. اهمیت دوم مناطق نفت خیز به لحاظ مسولیت و وظیفه آن
استات اویل را کسی نمی شکند اما ما مناطق نفت خیز را تجزیه کردیم آن هم با تولید بیشتری نسبت به استات اویل. در حالی که مطالعات شرکت بین المللی "بین" که ساختار نفت را بر اساس زنجیره ارزش افزوده مطالعه کرد،رای به یکپارچگی مناطق نفت خیز و حفظ ساختار قبل از انقلاب آن صادر کرد.
است که نقشش در اقتصاد داخلی، منطقه ای و بین المللی برکسی پوشیدنه نیست. بدون تردید در کشوری که یکی از تولید کنندگان بزرگ نفت دنیا به شمار می رود و در شرایطی که نفت، دیپلماسی بزرگی را در جهان به راه انداخته است، استان خوزستان نقش مهمی را ایفا می کند. اساس بسیاری از حوادث خاورمیانه نفت است.

مناطق نفت خیز مسئول تولید در مناطق خشکی است که در مقایسه با تولید نفت از دریا از مزیت های چشمگیری برخورداراست که یکی از این مزایا پائین تر بودن هزینه تولید در مناطق نفت خیز است.در زمان حضور بنده در سمت قائم مقامی شرکت ملی نفت ایران، ۴ میلیون و ۲۰۰ هزار بشکه نفت تولید می شد که از این میزان ۳ میلیون و ۵۰۰ هزار بشکه سهم تولیدی مناطق نفت خیز بود. در زمان مدیریت بنده در مناطق در زمان جنگ ، شرکت هایی مانند شرکت نفت مناطق مرکزی،پایانه ها و هواپیمایی وجود نداشت و همه جیز در ساختار مناطق نقت خیز اداره و راهبری می شد؛ به همین دلیل بود که لقب "امپراطوری جنوب" را به مناطق نسبت می دادند.

۹۵ درصد تولید نفت و تمام گاز تا قبل از سال ۷۰ به عهده مناطق نفت خیز بود اما متاسفانه با ایجاد گسل های ساختاری نقش آن را از بین بردند. استات اویل را کسی نمی شکند اما ما مناطق نفت خیز را تجزیه کردیم آن هم با تولید بیشتری نسبت به استات اویل. در حالی که مطالعات شرکت بین المللی "بین" که ساختار نفت را بر اساس زنجیره ارزش افزوده مطالعه کرد،رای به یکپارچگی مناطق نفت خیز و حفظ ساختار قبل از انقلاب آن صادر کرد.


*شما همواره به نقش اجتماعی مناطق تاکید می کردید. در زمان مدیریت خودتان چه اقداماتی را انجام دادید؟
بسیاری از خدمات رفاهی و امور عمرانی در خوزستان را نفت ارائه می داد؛ واحد های دانشگاه آزاد در مناطق آغاجاری، مسجد سلیمان، خارک گچساران از سوی مناطق نفت خیز در زمان مدیریت من پایه گذاری و تأسیس شد که نشان دهنده نقش اجتماعی و فرهنگی این شرکت در استان خوزستان است؛ احداث پارک ها، بیمارستان ها و مدارس مرهون نگاه ویژه مناطق در ایفای مسولیت های اجتماعی به استان است.


                     

*در عرصه های دیگر مناطق چه نقشی ایفا کرد؟
نقش دیگر مناطق نفت خیز، حضور فعال در رخدادهای ملی و بین المللی بود. مناطق نفت خیز در کشف میدان های جدید، ملی شدن صنعت نفت، پیروزی انقلاب اسلامی، ۸ سال دفاع مقدس و دوران بازسازی است که نباید به سادگی از کنار آن ها گذشت.

درآمدهای مورد نیاز بازسازی و طرح های توسعه ای از مناطق نفت خیز تامین می شد . در دوره سازندگی بیش از ۸۰ درصد بودجه کشور از مناطق تامین می شد. بودجه عمده جنک به عهده مناطق نفت خیز بود که در سال حدود ۳ میلیارد دلار بود. با وجود این که مناطق نفت خیز زیر بمباران ها با مشکلات عدیده ای مواجه بود کمک های شایانی به سازمان جبهه ها ارائه داد که خود حدیث مفصلی است. تمام بیمارستان ها، خودروها، خطوط لوله ۵۶ اینچ برای ساخت پل های شناور، سیستم کامپیوتری و .. در اختیار نهادهای نظامی قرار گرفت.


*بزرگترین نقطه قوت مناطق را در چه می دانید؟
یکی از نقاط قوت و منحصر به فرد مناطق نفت خیز ساختار سازمانی منسجم و قوی با مقررات،روش ها،آیین نامه ها،سیستم های آموزشی و مدیریتی همراه با نیروی انسانی متخصص و فنی است به طوری که ساخنارهای مختلف این سازمان از تأمین کالا گرفته تا مراحل بهره برداری، همگی علمی و منطقی است. این ساختارها و مدیریت ها ست که یک فلسفه را شکل می دهد و خوشبختانه در مناطق این مسأله به راحتی قابل لمس است. آرشیوی که در مناطق نفت خیز موجود است در هیچ نهاد و ارگانی وجود ندارد.


*در زمینه منابع انسانی چطور؟
مناطق نفت خیز صادر کننده منابع انسانی با دانش و کیفی در حوزه نفت است؛ زمانی که من در مناطق بودم اوج تأمین مدیریت پایدار در صنعت نفت جریان داشت و بیشتر مدیرانی که در چند سال اخیر سکاندار نفت بوده و برخی دیگر که هنوز هم هستند محصول همان دوره اند. آقای جشن ساز، مسئول ستاد بازسازی، آقای نوذری مدیرکل حراست، آقای حیدر بهمنی جانشین من در معاونت جنگ و بازسازی، ريالای شاهسوندی و تفرشی،محمود زیرکچیان زاده مسئول واحد آموزش، آقای اسکندر باوریان در مهندسی نفت، آقای مشتاقیان در زمین شناسی، آقای شماسی معاون فنی و مهندسی، آقای بهمن سروشی مدیر عملیات، آقای موسی سوری مدیرکالا، آقای اسپیاری مدیر بهره برداری گاز و گاز مایع ، آقای بساق زاده در بهداشت و درمان،آقای قیم، آقای جوادی مدیرکل تعمیرات، آقای آغاجاریان و آغاجاری در آغاجاری، آقای علیزاده در گچساران، آقای طاهری در مسجد سلیمان، آقای نادری معاون عملیات، مرحوم محراب زاده مدیر کل کالا،مرحوم سوادکوهی رئیس کمیسیون معاملات، آقای غفرانی ، آقای لجمیری در آتش نشانی، آقای خوشنویس انصاری
در زمان مدیریت بنده در مناطق در زمان جنگ ، شرکت هایی مانند شرکت نفت مناطق مرکزی،پایانه ها و هواپیمایی وجود نداشت و همه جیز در ساختار مناطق نقت خیز اداره و راهبری می شد؛ به همین دلیل بود که لقب "امپراطوری جنوب" را به مناطق نسبت می دادند.
در معاونت امور اداری و مالی ، آقای مروج مدیر مالی، آقای خنیفر ، آقای گلگیری و شاهینی در بازرسی فنی، آقای بورد، مرحم نظری اردکانی، آقای ضیغمی، آقای عالی پور، ذراتی، معینی فر، مرحوم حاتم پور،مرحوم علیزاده در بخش آرشیو و مستند سازی فعالیت های های انجام شده،اسدالله امیری،ابوالحسنی سید عبدالله موسوی،حیات داودی،گل مینا،مرید حاتم پور،فولادی،مرحوم عباسی،حسین محمدی،عباسعلی بهمنی،پرهیزگار،وزیری،افشون،کنالی،علی احمدی رئیس منظقه اهواز،دهکری، و ... از جمله این افراد بودند که متأسفانه برخی از این مدیران با روش های نا صحیحی برکنار شدند.

این افراد در آن زمان جوان بودند و ۳۰ سال بعد مدیران ارشد کشور شدند. مدرسه پرستاری آبادان،بهداری مسجد سلیمان، هنرستان فنی ، دانشکده نفت آبادان خدمات بی شماری را به نظام جمهوری اسلامی و مردم ارائه کردند. امروزه که از دل مناطق نفت خیز جنوب چندین شرکت تأسیس شدند می توان به نقش مناطق نفت خیز در چینش مدیرانی که در این شرکت ها مشغول به کار هستند پی برد. مناطق نفتخیز صادر کننده نیروی انسانی به همه شرکت های نفتی بوده است چه در ستاد و چه در بدنه فنی.


*آیا می توان گفت مناطق نفت خیز قوی ترین سازمان نفتی است؟
جز این هم نیست؛ یکی از افتخارات زندگی من در مناطق نفت خیز، تبدیل شدن مناطق به یک شرکت ملی و استراتژیک بود. من هم زمان معاون جنگ و بازسازي و مسئول پدافند غیرعامل کل تاسیسات نفتی شدم نه به این علت که عاصمی پور مدیر لایقی است بلکه به این دلیل که مناطق نفت خیز یک شرکت بزرگ و کارا در جنک تحمیلی بود. وقتی پالایشگاه تبریز برای یازدهمین بار بمباران شد به آقای جشن ساز ماموریت دادم تا به استان آذربایجان شرقی رفته و کار بازسازی راانجام دهد که ایشان در کمترین زمان ممکن این ماموریت را با موفقیت قهرمانان مناطق نفت خیز به اتمام رساندند. افتخار آقای سوری قطعا به مدیریت شرکت نفت و گاز پارس نیست، به مدیریت کالا در مناطق نفت خیز است.

انقلاب ما با معرفت است اما برخی ها بی معرفتی را رواج دادند. زمانی که فیلم جنگ نفتکش ها ساخته شد من فیلم را درک نکردم زیرا با واقعیت های موجود تطابق نداشت. تیمسار بابایی ، اردستانی، تیمسار غلامی و شهید زنده آقای بقایی که فرمانده پایگاه پنجم شکاری امیدیه بود نقش بزرگی در دفاع مقدس و تعامل با مناطق نفت خیز داشتند. جا دارد یاد کنیم از حضور آقای آقازاده در نفت که کمک های خوبی به ما کردند با وجود این که استعفای من در دوران ایشان بود.

بمباران ها در نفت بسیار خطرناک بود و این نیست که یک فشنگی در جبهه شلیک شود. یک مخزن پروپان در NGL۶۰۰، ۲۵۰۰ پی اس آی فشار داشت که خودش معادل با ۵ بمب ۵۰۰ پوندی است. شرایط ویژه ای در نفت حاکم بود و همه دست به دست هم در این شرایط فعالیت می کردند.همان طوری که در طول جنگ نفت در خدمت کشور بود بعد از دفاع مقدس اقتصاد باید در خدمت مناطق نفت خیز می بود تا با سرمایه گذاری های لازم، شرایط تولید بیشتر مهیا شود.


                   

*تعامل شما در زمان جنگ با نهادهای نظامی زبانزد است. در این باره بفرمایید.
ببینید در یک مصداق بحث را باز می کنم؛ به نقش شهید کاظمی فرماندهی ترابری سپاه در آن زمان،در تعامل نفت و سپاه پاسداران اشاره می کنم که باید آن را ملی تبیین کنیم و نه یک چهره نظامی. ایشان مدیر ترابری سپاه بودند و در حالی که به خودروهای خود نیاز داشتند آن ها را در خدمت سازمان غله قرار دادند تا کار ذخیره سازی گندم به خوبی انجام شود. در نفت زمانی که می خواستیم واحدهای نفتی را استتار کنیم کل واحد ترابری سپاه را مأمور کردند تا در انتقال شن و ماسه به تأسیسات نفتی به ما کمک کنند. همین امر باعث شد تا تأسیسات ما بدون وارد شدن خسارتی در زمان بمباران به کار خود ادامه دهند.

تعامل ما با سایر نهادها در خوزستان به حد اعلای خود رسیده بود. به عنوان نمونه پس از کمک های پایگاه پنجم هوایی به مناطق که آن زمان فرماندهی اش را قهرمان زنده تیمسار بقایی برعهده داشت و بعدها فرمانده نیروی هوایی ارتش شد ، به پاس قدردانی برای آن ها خط لوله آبی را احداث کردیم تا از آب لوله کشی برخوردار شوند. این موارد چه اشکالی داشت اما متأسفانه در تهران با ما برخورد می کردند.


*در جذب تجهیزات نظامی برای نفت مشکلی نداشتید؟
به یاد دارم با تعدادی از ائمه جمعه شهرهای خوزستان با آقای هاشمی جلسه ای برگزار کردیم؛ در آن زمان چندین نوبت گزارش های ۲۰۰ صفحه ای به مسئولان می دادیم تا یک اسکای گارد جهت دفاع از تاسیسات نفتی به ما بدهند که نمی دادند. پس از طرح موضوع با آقای هاشمی ایشان گریه کردند و در همان جلسه ۳۰
کی از نقاط قوت و منحصر به فرد مناطق نفت خیز ساختار سازمانی منسجم و قوی با مقررات،روش ها،آیین نامه ها،سیستم های آموزشی و مدیریتی همراه با نیروی انسانی متخصص و فنی است به طوری که ساخنارهای مختلف این سازمان از تأمین کالا گرفته تا مراحل بهره برداری، همگی علمی و منطقی است.
اسکای گارد به ما تحویل داده شد و با دستور و فشار تيمسار بقايي و تيمسار غلامي چند روز نصب و نتیجه اش به سرنگونی چند فروند هواپیمای عراقی منجر شد. این ارتباطات نقش ویژه ای در جذب امکانات و داشت و باعث شد تا نهادهای نظامی خدمات زیادی به حفظ تاسیسات و صادرات نفت کرد.


*برسیم به بحث پدافند غیر عامل...
جزوه ای در بخش پدافند غیرعامل تنظیم کردم که حول دو محور بود؛ حفاظت درون سیستمی و برون سیتمی. در بخش دورن سیستمی مهندسی نفت مأمور شد تا با بررسی دقیق مناطق برنامه ای را تدوین کند که بر اساس آن در کوتاه ترین زمان ، هنگام بمباران با کمترین آتش سوزی و انفجار مواجه شویم و یا همه چاه ها را با احداث خطوط لوله جدید به همه واحدهای بهره بردار وصل کنیم و يا نحوه تخليه مخزن پروپان و يا طراحي سيستم هاي دفع خطر در خور واحد ها و سيستم ها را انجام دادند.در بخش برون سیستمی نیز موضوع پدافند سیستم توسط سازمان های مخنلف را دنبال می کردیم و در پدافند عامل استفاده از تجهیزات جنگی را پی گیری کردیم.

تداوم تولید بخشی از اهداف ما بود و بخش مهم تر آن اجرایی کردن استراتژی بود که دشمن را نا امید کند؛ وقتی عراقی ها ۱۱ واحد را بمباران می کردند و در نهایت خللی به تولید وارد نمی شد موجب یأس آن ها می شد. بسیاری از توربین ها را برای مصون ماندن از هر حمله ای، زیر زمین مخفی کردیم زیرا اگر از کار می افتاد به مشکل بر می خوردیم. گوره را از مدار انتقال و سیستم خارج کردیم و مانند جاده های کمربندی و طراحی سیستم BYPASS به انتقال نفت خام اقدام می کردیم. یکی از پروژه های بزرگ مناطق نفت خیز احداث بیمارستان ها و ادارت در زیر زمین بود. سنگر سازی ها را با استاندارد بالا در دستور کار قرار دادیم تا امنیت کارکنان تامین شود. این پروژه ها تنها در استان خوزستان اجرا نشد بلکه در همه تأسیسات پیاده سازی شد .

همه این ها موید این مطلب است که مناطق نفت خیز حافظ همه تأسیسات نفتی کشور بود چه در بالا دست و چه در پایین دست. نا گفته نماند در حوزه خدمات رفاهی نیز اقدامات خوبی انجام شد که نقش مهمی در افزایش روحیه کارکنان و رزمندگان داشت. روزی برای بازدید از آغاجاری به منطقه رفتم که متوجه حضور چند خانواده از جنگ زدگان در مجتمع رفاهی شدم؛ دستور دادم این مجتمع ها احیا شوند و سهمیه ای را برای رزمندگان و خانواده شان نیز در نظر گرفتیم. این باعث شد تا خانواده ها با شرایط جنگ کنار آمده و با کمترین امکانات موجود از وضعیت آن روزها گله مند نشوند.


*علت مخالفت شما در زمان جنگ با طرح محرم چه بود؟
پس از بمباران خارک طرح محرم در دستور کار قرار داده شد تا جایگزینی برای خارک تعریف شود که شامل ۵ زیر پروژه بود. زمانی که مدیرمناطق شدم با این پروژه مخالفت کردم از دو حیث فنی و نظامی. این پروژه ها با عنصر نظامی تعریف شده بود اما شاخصه نظامی در آن دیده نشده بود.برای مثال قرار بود نصب ۵ گوی شناور در گناوه به کار گرفته شود تا خارک از مدار صادرات خارج شود. درحالی که فاصله هوایی خارک و گناوه یک سرمایه گذاری بی مورد بود و بلافاصله منی فولد گناوه بمباران شد.در طرح دیگری قرار بود با دو خط لوله ۴۶ و ۵۶ اینچ نفت اهواز به بندر طاهری و با دو خط دیگر به ظرفیت ۲ میلیون بشکهنفت گچساران را منتقل کند مه موافق نوبدم.


*چرا؟
زیرا بندر طاهری امن نبود و گچساران چنین ظرفیت تولیدی را نداشت و حداکثر ظرفیت آن ۵۰۰ هزار بشکه بود. قرار بود ۵/۲ میلیارد دلار برای این ۵ پروژه هزینه شود که در نهایت با اجرای یکی از این زیر پروژه ها که خط لوله پروژه پارس شمالی بود پروژه با ۲۳ میلیون دلارجمع شد چرا که استراتژی ما به ماندن در خارک و ناامید کردن دشمن شد. در مرحله بعد در خریداری تجهیزات نظامی سرمایه گذاری کردیم تا بتوانیم در زدن هواپیماهای رژیم بعث با دقت و سرعت بیشتری عمل کنیم و از خارک دفاع کنیم.باید از حضور نیروی دریایی و هوایی به ویژه شهید بابایی،اردستانی،ستاری و تیمسار بقایی و غلامی در اسکورت شناورهای نفتی و دفاع از خارک،گناوه و تاسیسات نفتی تشکر کرد که نقش مهمی در این میان ایفا کردند.


*برای آینده استان خوزستان چه باید کرد؟
استان خوزستان دارای پتانسیل های بسیاری است و باید با افزایش سرمایه گذاری در آن به فکر آینده بود؛ زنگ خطر بیخ گوش ما به صدا درآمده است، جایی که امریکا و عراق قصد دارند بزرگترین منطقه تجاری را در بصره به راه بیاندازند. چرا ما از بنادر خرمشهر و آبادان برای این مهم بهره نبریم؟ مناطقی که با قدمت ۲ هزار و ۵۰۰ ساله در حوزه تجارت جایگاه بهتر و مهم تری دارند. پس از انقلاب چند اتفاق مناطق نفت خیز را تحت تاثیر خود قرار داد؛ اول اینکه ساختار قدیمی و منسجم مناطق را کنار گذاشتند و ستاد وزارت نفت با دستکاری ساختار از کارایی مناطق کاست.

به طور حتم دیگر دوستان هم این موضوع را تأیید می کنند
استان خوزستان دارای پتانسیل های بسیاری است و باید با افزایش سرمایه گذاری در آن به فکر آینده بود؛ زنگ خطر بیخ گوش ما به صدا درآمده است، جایی که امریکا و عراق قصد دارند بزرگترین منطقه تجاری را در بصره به راه بیاندازند. چرا ما از بنادر خرمشهر و آبادان برای این مهم بهره نبریم؟
برخی جریان ها با القای این مطلب که مناطقی ها همان انگلیسی ها هستند قصد تضعیف مناطق را داشتند که تغییر ساخنار مناطق به همین دلیل وارد فاز عملی شد. بهترین سیستم تأمین کالا در نفت بود اما به طور عجیبی آن را تار و مار کرده و شیوه جدید با افراد بیگانه از نفت را به مناطق تحمیل کردند. دوم آن که پس از دوران سازندگی اقدام به تفکیک مناطق نفت خیز کردند که ضربه بزرگ تری به انسجام مناطق زد؛ به جای تقویت ساختار، اختیارات را کاهش داده و مناطق را به گوشه ای راندند. هیأت مدیره شرکت نفت در جزئی ترین مسائل مناطق باید مجوز می داد، اختیارات سلب شده بود و مسئولیت ها هم بین سایر شرکت ها تقسیم شده بود. در واقع شرکت عملیاتی و توسعه دهنده مخازن را به ستاد تبدیل کردند. یکی دیگر از اتفاقات نا خوشایند محدود کردن مناطق در ایفای نقش اجتماعی خود در استان خوزستان بود؛ اجازه ندادند مناطق نفت خیز مانند گذشته بخشی از درآمدهای خود را صرف امور غیر نفتی و همسو با جایگاه اجتماعی اش کند. یک بار بدون اطلاع به مسجد سلیمان رفتم و پس از بازدید ها سری هم به بهداری زدم.

دکتر نهاوندی چشم پزشک حاذقی بود که ۳۵ سال در مسجد سلیمان پزشکی می کرد. وقتی از وی پرسیدم چرا اینجا را برای زندگی انتخاب کردی در حالی که می توانی در تهران زندگی راحتی داشته باشی؛ گفت: کچا بروم بهتر از مسجد سلیمان که بهترین امکانات را برایم فراهم کرده است! این نشان می دهد همه چیز در مناطق سرجای خودش بود و ساختار، ساختار حساب شده ای بود. پس از انقلاب برای ممانعت از مهاجرت روستائیان به شهر مطرح بود که به نظر من کاری که نفت پیش از انقلاب کرده بود باید در دستور کار قرار می گرفت. پیش از انقلاب بهترین کارشناسان در مناطقی مانند میان کوه،آغاجاری با ۵۰ درجه گرما و ۷۰ درصد رطوبت جذب شده بودند که نقش مهمی در افزایش سواد روستائیان داشت.

ساختار شکنی ضربه مهلکی به مناطق زد؛ چرا باید طرح توسعه میادین نفتی به شرکت های دیگر واگذار شود در شرایطی که اهل تر، متخصص تر و فنی تر از کارشناسان مناطق در کشور وجود ندارند؟ ما از مدیریت غافل ماندیم و هزینه های اضافی که پرداخت می کنیم به همین دلیل است.

                      

*به پایان گفت و گو نزدیک می شویم...
با توجه به مباحصی که مطرح شد اشاره به چند کته ضروری است:
1-چه بخواهیم چه نخواهیم،چه دوست داشته باشیم یا نداشته باشیم،خوزستان قهرمان نقشه جغرافیایی ایران عزیز چون دری می درخشد و یک منطقه فراملی است. سرنوشت محتوم ما بازکردن چشمان بر روی پتانسیل های خوزستان و تبدیل ان به ویترین توسعه،ترقی و تجلی جمهوری اسلامی ایران است.

۲ – مناطق نفت خیز جنوب همچنان تا حداقل ۱۰۰ سال آینده محور اقتصادی ایران بوده و نقش استراتژیک منطقه ای و بین المللی خود را ایفا می کند؛لذا محور قرار دادن مناطق نفت خیز و احیای مجدد شرکت بزرگ و یکپارچه مناطق باید پی گیری شود.

۳- توسعه میدان های نفتی غرب کارون تمدن جدیدی را در این منطقه که فراموش شده خلق خواهد کرد که نیازمند سرمایه گذاری های لازم است.

۴- مناطق نفت خیز مرکز پرورش و صدور نیروی انسانی،کارآمد و سالمی است که نیروهای ان در دانشگاه صنعت نفت،مرکز آموزشی فنی و حرفه ای،آموزشگاه شرکت ملی حفاری آموزش دیده و با حضور در کنار با تجریه ها،فن سالار می شوند.

۵- باید منطقه آزاد اروند را به یک آزاد منطقه بین المللی تبدیل کنی و مناطق نفت خیز همراه با همه شرکت های نفتی،گازی و پتروشیمی محور این توسعه باشند.

۶- مناطق نفت خیز باید با این جایگاه رفیع کارشناسی بر روی مطالعات مخازن،افزایش ضریب بازیافت،توسعه فعالیت های بین المللی و .. تمرکز کند.

۷- مناطق نفت خیر باید متولی طرح های توسعه ای شده و لازمه این امر ایجاد فضای بین المللی در مناطق نفت خیز است. پیشنهاد می کنم شرکت متن برای توسعه میدان های نفتی به یکی از زیر مجموعه های شرکت مناطق نفت خیز قرار گیرد.

۸- برقرار ی روابط با عراق در مباحث نفتی و استخراج نفت خام و صدور خدمات فنی و مهندسی به سرپرستی مناطق نفت خیز ضروری است. در زمان حضورم در سمت قائممقامی شرکت ملی نفت، مصوبه ای با این رویکرد در هیات مدیره تصویب شد.

۹- مقررات، آیین نامه ها و سیتم های مدیریتی آسکوی سابق باید احیا و اختیارات شرکت ملی نفت به مناطق نفت خیز برگردانده شود.

۱۰- به پروژه هاي نگهداشت و حفظ توليد در كنار پروژه هاي توسعه بايستي توجه جدي دهيم و به ويژه مركز ثقل آن که در مناطق نفت خيز جنوب است و خوشبختانه فضاي مديريت موجود و با حضور مهندس بورد در مناطق نفت خيز از آرامشي نسبي و تخصصي برخوردار است و با مديريت استان ، جناب آقاي مقتدايي به عنوان استاندار و انتصاب مجدد آقاي مهندس بهمني در شركت ملي حفاري ايران كاملا" تيم هماهنگي تشكيل شده است و مديريت استان كاملا" نفتي شده است. انشالله وزارت نفت به حفظ و حمايت اين تيم اقدام کند.
نام:
ایمیل:
* نظر:
* کد امنیتی:
Chaptcha
حروفي را كه در تصوير مي‌بينيد عينا در فيلد مقابلش وارد كنيد